گروه فرهنگی «سراج24»- سال هاست ایران میزبان همسایگانی است که چهره شان شبیه ساکنان مناطق خراسان و سیستان ایران است، مسلمانند و اغلب فارسی دری صحبت می کنند؛ مهمانانی که طی این 30 سال گاهی عزیزشان داشته ایم و گاهی نیز حرمت مهمانی شان را نگه نداشتیم، مردمانی دل شکسته و خسته از نیم قرن جنگ و کشتار؛ افغانستانی ها.
از ابتدای حمله شوروی به افغانستان و پس از آن درگیری های داخلی این کشور و سیل مهاجرت جنگ زدگان به ایران، سیاست جمهوری اسلامی بر وفق و مدارا با آنها بوده است؛ همه ما روزهایی که حداقل 2 یا 3 هم شاگردی افغانستانی داریم را به خاطر داریم، در ابتدا آنها مهمانان و همسایگانی بودند که دوستشان می داشتیم اما کم کم برخوردها نسبت به این مهمان ها تغییر کرد؛ باور بخش قابل توجهی از مردم به این سمت رفت که افغانستانی ها غاصب امکانات ایرانند و منبع جرم و جنایت!
مساله ای که نمی توان آن را انکار کرد نقش کلیدی رسانه ها در تعمیق این باور و دامن زدن به این حس منفی بود. در داستان معروف خفاش شب، وقتی که غلامرضا خوشرو به دروغ خود را افغانی معرفی کرد موج حملات رسانه ای و به تبع آن حتی حملات فیزیکی علیه افغانستانی های بی خبر از همه جا شروع شد و حتی پس از آن که مشخص شد او دروغ گفته است حسی که در نتیجه این دروغ و شانتاژهای رسانه ای روی هویت افغانستانی خفاش شب به وجود آمد هیچ گاه از بین نرفت و روز به روز بیشتر شد این روند رسانه ای حتی تا به امروز نیز ادامه یافته است.
هر بار یک تبعه افغانستان جرمی در ایران جرمی مرتکب می شود رسانه ها با عنوان ملیت او از جرمش نام می برند، گویا این که فردی متولد و یا تبعه چه کشوری است نقش اساسی را در جرمش ایفا کرده در صورتی که جرم در میان همه اقوام وجود دارد و به همین دلیل است که هیچ گاه نمی بینیم برای مجرمین ایرانی زادگاهشان قید شود.
نظیر این نوع خبررسانی رسانه ای را در میان رسانه های غربی می بینیم که در بیان اخبار مربوط به وقایع جنایی از عباراتی نظیر "یک تروریست مسلمان"، "یک قاتل سیاه پوست" و.. استفاده می کنند که نتیجه آن را هم البته در اسلام هراسی و نژادپرستی حاکم بر غرب می توان ملاحظه کرد.
دامن زدن پیاپی به مساله مهاجرین افغانستانی در ایران و مطالبه جهت اخراج آنها نیز یکی دیگر از زاویه های ورود رسانه های ایران به مساله مهمانان افغانستانی است امری که مهمان زوری بودن افغان ها را به ایرانی ها القا کرده و مطالبه عمومی برای بدرفتاری با این هم کیشان را افزایش می دهد.
کمتر در رسانه ها می بینیم که از فرهیختگان این قوم سخن به میان آید، تقریبا هیچ وقت ذکری از شهدا و جانبازانی که افغانستانی های خسته از جنگ های داخلی کشورشان در راه عقیده خود در جنگ ایران و عراق تقدیم کردند، به میان نمی آید و این جای افسوس و تاثر دارد.
این روند قطعا باید اصلاح شود، افغانستان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی است و نباید با رفتارهای نسنجیده این سرزمین تقدیم دشمنان ایران و افغانستان شود.
البته در چند سال اخیر جریان رسانه ای کشور تا حدی در این زمینه رو به بهبود نهاده است، چند خبرگزاری سعی کرده اند بیشتر به محاسن افغانستانی ها بپردازند و همین جای امیدواری فروان دارد. ماه عسل نیز برنامه ای را به افغانستانی ها اختصاص داد و نقطه اوج این امید نیز برنامه هفته گذشته خندوانه با حضور محمدسرور رجایی، فرهیخته اهل کشور افغانستان و مهاجرین افغان ساکن در ایران بود که جای خداقوت ویژه به اهالی این برنامه دارد.
شاید اگر روزی در این کشور حکومت فاسد و سست عنصری مانند قاجار نبود که عهدنامه 1273 پاریس را امضا کند امروز دیگر نیازی به نوشتن این دست مطالب نبود، افغانستان و ایران یکی بودند؛ یادمان باشد که اسیر نقشه ای که انگلستان برایمان ترسیم کرد نشویم.



